خورشیدی شدی و از روشنایی ات جان گرفتم و در ناامیدی ها نازم را
کشیدی و لبریزم کردی از شوق
اکنون حاصل دستان خسته ات رمز موفقیتم شد
به خودم تبریک می گویم که تو را دارم و دنیا با همه بزرگیش مثل تو را ندارد

و تو ای مادر، ای شوق زیبایی نفس کشیدن
ای روح مهربان هستی ام
تو رنگ شادی هایم شدی و غم لحظه ها را با تمام وجود از من دور کردی و عمری خستگی ها را به جان خریدی تا اکنون توانستی طعم خوش پیروزی را به من بچشانی
فهرست مطالب
عنوان صفحه
چکیده1
مقدمه2
پیشینه تحقیق3
اهداف تحقیق4
روش کار4
فصل اول: از فردوسی تا قاآنی
1-1- درآمد6
1-2- فردوسی6
1-3- اسدی طوسی7
1-4- سنایی8
1-5- مولانا8
1-6- قاآنی 9
فصل دوم: حماسه و انواع آن

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-1- تعریف حماسه 14
2-2- تاریخچهی حماسه14
2-3- انواع حماسه14
2-4- اشعار حماسی15
2-5- اهمیت ادبیات حماسی16
2-6- پهلوانان شاهنامه17
2-7- اسطوره17
2-8- سبک حماسی18
فصل سوم: بررسی عناصر حماسی در اشعار قاآنی
3-1- درآمد20
3-2- شخصیت حماسی و اساطیری20
3-2-1- شاهان وشاهزادگان20
3-2-1-1- ایرج20
3-2-1-2- افراسیاب21
3-2-1-3- اسفندیار 23
3-2-1-4- بهمن 25
3-2-1-5- تهمورث 27
3-2-2-6- سیاوش 27
3-2-1-7- جمشید 29
3-2-1-8- ضحاک 30
3-2-1-9- فریدون 33
3-2-1-10- کیقباد36
3-2-1-11- کیخسرو37
3-2-1-12- کاووس 38
3-2-1-13- کیومرث39
3-2-1-14-گشتاسب 40
3-2-1-15- لهراسب 41
3-2-1-16- منوچهر 42
3-2-1-17- نوذر 42
3-2-1-18- هوشنگ 43
3-3- پهلوانان45
3-3-1- آرش45
3-3-2- اشکبوس 46
3-3-3- برزین46
3-3-4- بیژن 46
3-3-5- پشوتن 48
3-3-6- پشن48
3-3-7- رهام 49
3-3-8- رستم 49
3-3-9- زال 56
3-3-10- سهراب 57
3-3-11- سرخه 59
3-3-12- سام 59
3-3-13- شیده 61
3-3-14- طوس 61
3-3-15- فرامرز 62
3-3-16- فریبرز 63
3-3-17- قارن 63
3-3-18- کاوه 64
3-3-19- کاموس 65
3-3-20- گودرز 65
3-3-21- گیو 66
3-3-22- گستهم 67
3-3-23- گرشاسب 67
3-3-24- نریمان 68
3-3-25- هجیر 69
3-3-26- هومان 69
3-4- زنان69
3-4-1- رودابه69
3-4-2- شهرناز 70
3-4-3- صفورا 70
3-4-4- فرانک 70
3-4-5- فرنگیس 71
3-4-6- کتایون 71
3-4-7- منیژه 71
3-5- شخصیت های تاریخی و دینی 72
3-5-1- شخصیت های تاریخی72
3-5-1-1- اردشیر بابکان 72
3-5-1-2- اسکندر 72
3-5-1-3- بهرام 74
3-5-1-4- دارا 74
3-5-1-5- داراب 75
3-5-1-6- شیرویه 75
3-5-1-7- قباد 76
3-5-2- شخصیت های دینی76
3-5-2-1- ادریس 76
3-5-2-2- پیغمبر77
3-5-2-3- جبرئیل77
3-5-2-4- جعفر78
3-5-2-5- حیدر78
3-5-2-6- خضر80
3-5-2-7- رسول80
3-5-2-8- شیرخدا81
3-5-2-9- فاطمه81
3-5-2-10- محمد82
3-5-2-11- یوسف82
3-6- ابزارهای جنگی 83
3-6-1- تیر83
3-6-2- تیغ85
3-6-3- پیکان86
3-6-4- پتک88
3-6-5- جوشن88
3-6-6- حسام90
3-6-7- خنجر90
3-6-8- خفتان92
3-6-9- خدنگ94
3-6-10- درع 95
3-6-11- دشنه96
3-6-12- درفش کاویان96
3-6-13- ذوالفقار96
3-6-14- رمح97
3-6-15- زره98
3-6-16- زوبین99
3-6-17- سنان100
3-6-18- سندان101
3-9-19- شمشیر102
3-6-20- صارم105
3-6-21- فتراک105
3-6-22- کمان106
3-6-23- کوپال109
3-6-24- کمند110
3-6-25- گرز110
3-6-26- مغفر114
3-6-27- نیزه116
3-6-28- ناوک116
3-7- واژه گان حماسی116
3-7-1- البرز116
3-7-2- اورنگ117
3-7-3- بدکنش117
3-7-4- پهلوانان117
3-7-5- پیکار118
3-7-6- جنگ118
3-7-7- جیش118
3-7-8- چنگال119
3-7-9- حارس119
3-7-10- خسته120
3-7-11- خون120
3-7-12- خصم121
3-7-13- خیل124
3-7-14- دغا124
3-7-15- دژآهنج124
3-7-16- رزم125
3-7-17- سپاه126
3-7-18- قهر127
3-7-19- کینه129
3-7-20- کین129
3-7-21- کوتوال129
3-7-22- کوبنده130
3-7-23- کشته130
3-7-24- کوه131
3-7-25- کارزار133
3-7-26- لشکر134
3-7-27- وغا134
3-7-28- نخجیر136
3-7-29- هیجا136
3-8- موجودات حماسی و اساطیری 137
3-8-1- اهریمن137
3-8-2- اسب138
3-8-3- اژدها139
3-8-4- اژدر143
3-8-5- افعی146
3-8-6- پیل146
3-8-7- پلنگ148
3-8-8- تکاور 148
3-8-9- ثعبان148
3-8-10- خنگ149
3-8-11- دیو150
3-8-12- رخش151
3-8-13- سمند151
3-8-14- سیمرغ151
3-8-15- شیر153
3-8-16- عنقا155
3-8-17- مار155
3-8-18- هژبر157
3-9- لحن حماسی159
فصل چهارم: نتیجه گیری و پیشنهادات
4-1- نتیجه گیری و پیشنهاد167
فهرست منابع و مآخذ 168
چکیده انگلیسی175

چکیده
بشر از بدو تولد با اندیشه های اساطیری و حماسی همراه بوده است. حماسه های ملی، از قدیمی ترین انواع ادبی جهان است که به شرح دلاوری ها و افتخارات یک قوم می پردازد. جدی ترین زمان سرایش حماسه های ملی در ایران، قرن چهارم بوده است و پس از آن در قرون بعد، شاعران دیگری از فردوسی و شاهکار ادبی او در سرودن اشعار خویش بهره برده اند.
قاآنی شیرازی از جمله شاعرانی است که در سرودن اشعار خویش گاهی تحت تأثیر اندیشه های فردوسی بوده و در جای جای کتاب خویش از عناصر حماسی و پهلوانانی بهره برده است. به علاوه
می توان از شکوه و شوکت شاهان و شاهزادگانی چون اسفندیار و پهلوانی چون سام، رستم و … یاد کرد. موجودات حماسی و اساطیری مانند، دیو، سیمرغ، اسب و نظایر آن نیز در دیوان قاآنی به چشم
می خورد.
بر روی هم بیشترین عناصر حماسی در اشعار وی از گونه حماسه ملی و پهلوانی است. قاآنی به جز شخصیت های ملی در اشعار خویش از شخصیت های دینی و مذهبی نیز بهره گرفته است.
کلید واژگان: حماسه، قاآنی شیرازی، عناصر، اهریمن و قهرمان.
مقدمه
بحث دربارهی حماسه و اسطوره از جنجال برانگیزترین مباحثی است که ذهن و ضمیر بشر با آن مواجه است، به ویژه در روزگار معاصر که عوامل متعددی باعث اسطوره زدایی و گاه اسطوره ستیزی شده است. واژهی حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است. در حماسه رخدادهای پهلوانی و اعمال دلاوری و مردانگی قهرمانان و پهلوانان یک ملت با یک آیین و کیش گزارش و توصیف می شود که در راه استقلال کشور یا تکوین حکومت و حفظ آیین خویش می کوشند و با دشمنان می جنگند. در حماسه، اعمال پهلوانی بنیادهای اساطیری دارد. قهرمان حماسه در نبردها گاه پیروز میدان است و گاهی شکست می خورد یا حتی کشته میشود. مانند، رستم آرمانی ترین پهلوان شاهنامه که به وسیلهی برادر ناتنی خویش کشته می شود.
قاآنی شیرازی از شاعران دورهی قاجار است. وی در بیان اندیشه های حماسی خویش از فردوسی تاثیر پذیرفته است. بیشترین عناصر حماسی در اشعار قاآنی از گونه ی حماسه ملی است به جز عناصر ملی که در اشعار قاآنی از عناصر حماسی دینی نیز استفاده شده است.
محقق در این پژوهش تلاش خواهد کرد تا عناصر حماسی از قبیل شخصیت های حماسی و دینی، ابزارهای جنگی، واژگان حماسی و … را در اشعار این شاعر بزرگ مورد نقد و بررسی قرار دهد. مأخذ نگارنده در آوردن شواهد که از آن بهره برده است، دیوان اشعار قاآنی به تصحیح مرحوم دکتر محمد جعفر محجوب است و اعدادی که در زیر ابیات آمده است، از چپ به راست به ترتیب بیانگر شماره ی بیت و صفحه است. به عنوان نمونه بیت زیر که درباره ی رستم، آرمانی ترین پهلوان شاه نامه آمده است از صفحه ی 447 بیت 4 این دیوان استخراج شده است.
اشکبوسی را به یـک تیـر عـذاب از فکنـدراستـی کیـخسـرو مـا کـار رسـتم کـرد بــاز
447/4
این پایان نامه در چهار فصل تنظیم شده است که به ترتیب عبارتند از:
فصل اول: با عنوان از فردوسی تا قاآنی: در این فصل به توضیح دربارهی برخی شاعران حماسه پرداز از زمان فردوسی تا قاآنی پرداخته شده است.
فصل دوم: این پایان نامه با عنوان حماسه و انواع آن است. در این فصل به توضیح و تحلیل حماسه، قالب های حماسه، انواع حماسه، موضوعات حماسه و نظایر آن پرداخته شده است.
فصل سوم: بررسی عناصر حماسی در اشعار قاآنی
این فصل خود به بخش های مختلف تقسیم شده است و تمام عناصر حماسی از قبیل شخصیت ها، ‌ابزارها، واژگان حماسی، موجودات حماسی و … که در اشعار قاآنی آمده است، بررسی و تحلیل شده است.
فصل چهارم: نتیجه گیری و پیشنهادها
نگارنده،‌ در این فصل نتیجه ی کلی از آن چه تحلیل و بررسی کرده است را آورده و به پیشنهاد پژوهشی خویش نیز اشاره کرده است.

پیشینه تحقیق
در حوزه ی ادبیات حماسی و نیز تحلیل اشعار قاآنی شیرازی تحقیقاتی گوناگون و پراکنده نوشته شده است. از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
صفا، ذبیح الله (1383)، حماسه سرایی در ایران، انتشارات فردوس، تهران، چاپ سوم.
در مورد حماسه نیز دکتر ذبیح الله صفا مولف کتاب حماسه سرایی در ایران معتقدند که در شعر حماسی شاعر با داستان های شفاهی یا مدون کار دارد که در آنها شرح پهلوانی ها، عواطف و احساسات مختلف مردمان یک روزگار، و مظاهر میهن پرستی و فداکاری و جنگ با آن چه در نظر نسل های ملتی بد و ناپسند و مایه شر و فساد بود آماده باشند.
مختاری، محمد، (1368)، حماسه در رمز و رازهای ملی، انتشارات قطره، تهران، چاپ اول.
حماسه زاییده وجدان جمعی مردم یک ملت است، پس آفریننده خاصی ندارد و انتقال دهندگان نیز قوالان و سرایندگان گمنام بودهاند.
کزازی،‌ میرجلال الدین، (1376)، رویا، حماسه و اسطوره، نشر مرکز، تهران.
جلال الدین کزازی اندیشمند و اسطوره شناس در مورد حماسه می گوید حماسه زاده اسطوره است، حماسه تنها در فرهنگ و ادب مردمانی پدید میآید که دارای تاریخ و کهن و اسطورهی دیرینهاند.
در مورد تحلیل عناصر حماسی در اشعار قاآنی تحقیق جامع یافت نشد.
اهداف تحقیق
اهداف علمی: مهم ترین هدف علمی نگارنده از این تحقیق، شناسایی یکی دیگر از درون مایه های شعری قاآنی که همان اندیشه های حماسی اواست و بدین سبب تلاش شد تا جایگاه عناصر حماسی و پهلوانی، در اشعار او مورد نقد و تحلیل قرار گیرد.

اهداف کاربردی: از این تحقیق در حوزه سبک شناسی و نقد ادبی می توان استفاده کرد.
روش کار
نوع روش کار در این پژوهش اسنادی و تحلیلی است. بدین صورت که ابتدا محقق با مراجعه به کتاب خانه ها، کتاب های را که مورد نیاز بود تهیه، سپس با خواندن آن ها مواردی را که با تحقیق وی در ارتباط بود فیش برداری کرد سپس با تلفیق فیش ها با یکدیگر که به صورت موضوعی طبقه بندی شده بود تحقیق خویش را نوشت، در پایان نیز نتیجه گیری کرد.
فصل اول
از فردوسی تا قاآنی
1-1- درآمد
در این فصل به برخی از شاعرانی که در زمینه حماسی در شعرهایشان عناصر حماسی به کار برده است می پردازیم از دوره فردوسی تا قاآنی به برخی از شاعران اشاره می شود:
1-2- فردوسی
“استاد ابوالقاسم فردوسی شاعر بزرگ حماسه سرای ایران و یکی از گویندگان مشهور عالم و از ستارگان درخشنده آسمان ادب فارسی و از مفاخر نامبردار بردار ملت ایران است به طور که سی و پنج سال برای سرودن شاهنامه رنج برد و تمام دارایی خود را از دست داد و در پایان عمر تهیدست شد.” (صوفی، 1377: 177)
“در بررسی شاهنامه حکیم فردوسی با شخصیت ها و داستان هایی مواجه می شویم که حاصل پهلوانی ها و دلاوری های نخبگانی است که در راه کشور گشایی، مقابله با ظلم قهرمان پروری و …. حادث گردیده‌اند آنچه که مسلم است اینکه سرایندگان حماسه ها با اقتدار به منابع موجود در زمان خود به بازپروری آنها همت گماشته و تلاش کرده اند تا با آفرینش شخصیت های افسانه ای و یا خارق العاده که توانایی های شگفت انگیزی رادر خود پنهان دارند به جذابیت و ماندگاری آفریده های خود کمک نماید. حکیم ابوالقاسم فردوسی از سرآمدان روزگار خود و از سرسلسله داران نام آور ادبیات ایران زمین به شمار می آید این حقیقت را که وی بزرگترین حماسه سرای گیتی است را چنین بار می تاباند.
بسی رنج بردم در این سال بسی
عجم زنده کردم بدین پارسی
به هر نوع با رویکرد به حماسه‌ی عظیم ادبیات فارسی یعنی شاهنامه‌ی فردوسی در خواهیم یافت که فردوسی با در اختیار داشتن اصل وقایع و اتفاقات موجود کوشیده است تا در به رشته ی نظم در آوردن این مصالح معنوی توفیق یابد. آنچنان که آشکار است، این که حماسه با تقابل دو نیرو و استعداد جلال می گیرد و در مواجهه این دو قطب روح حماسه متبلور می شود. مخاطب شاهنامه در مواجهه با شخصیت های شاهنامه علاوه بر پذیرش حقیقت وجودی آنها و همذات پنداری با ایشان افعال خارق العاده و ماورای بشری صادره از آنها را به راحتی هضم می کند و لذت می برد. آنچنان که در ماجرای گزینه کردن اسب رستم را چنین می نمایاند:
هر اسبی که رستم کشیدی به پیش
به پشتش فشردی همه دست خویش

به نیروی او پشت مردی به خم
نهادی به روی زمین بر شکم

فردوسی با استحصال زبانی کاملاً حماسی علاوه بر پردازش اسطوره ها و حماسه های باستانی و افسانه‌ای عصر خود، در خلق زبانی با ویژگی های در خور و کاملاً متناسب با آثار خود، موفق عمل
می کند در شاهنامه از همه چیز بوی حماسه بر می خیزد و هر چه غیر از حماسه را نیز رنگ حماسه در بر نموده است.” (ارمغان، 1380: 49-48)
“شاهنامه فردوسی برترین نمونه توصیف ستیزناسازهای بیرونی و تبیین جنگ و جدال پیلان و پهلوانان با دیوان و دد صفتان است.” (براهنی، 1385: 136)
“فردوسی بزرگ ترین شاعر ایران و شاهنامه او از ارزنده ترین شاهکار و جاودانی زبان و اندیشه و فرهنگ ایران است و بسیاری از محققان به حق آن را بزرگ ترین حماسه ی جهان خوانده اند.
نام و یاد و افسانه های قهرمانان ایران را جاودانی کرده است اما در این میان بزرگ ترین قهرمان، خود او و با شکوه ترین حماسه کار و زندگی و رنج روزگار خود است.” (ریاحی، 1382: 14-13)
“تصاویر شاهنامه به طور مطلق همگام با عنصر حماسه و هدفهای منظومه های حماسی است در شاهنامه همه جا تصویر در خدمت حماسه است.” (رستگار، 1353: 3)
“به طور مثال در بیت زیر از واژگان حماسه استفاده کرده است:
همه لشکر آن تیر برداشتند
سراسر همه نیزه پنداشتند”
(رستگار، 1353: 451)
1-3- اسدی طوسی
“از دیگر حماسه سرایان ادب فارسی، ابونصر علی بن احمد اسدی طوسی از شاعران قرن پنجم هجری است زندگی اسدی، بیش تر در دربار ابودلف حکمرانان گذشته است او گرشاسپنامه خود را به نام این حکمران سروده است.” (فرهمند، 1390: 48)
“اسدی طوسی، سرودن گرشاسپ نامه را از حدود سال 456 هجری آغاز کرد و آن را در سال 458 به پایان رساند، گرشاسپ نامه منظومه‌ای است که از لحاظ توانایی سرآینده آن در کاربرد کلمات متناسب، صور خیال، توصیف خرمندانه مناظر و صحنه های جنگ و استحکام بیان، در ردیف آثار حماسی جالب و کامل به شمار می رود.” (رزمجو، 1381: 116)
“به اتفاق سخن شناسان بزرگترین منظومه حماسی ملی است که به روش و سبک شاهنامه نیز سروده شده است.” (رستگارفسایی 1353: 2)
“در ابیات زیر واژگان حماسی تیغ و سنان شمشیر و خنجر و درع استفاده کرده است.
به تیغ و سنان هر کجا کینه توخت
گهی دل درید و گهی سینه دوخت

همی داد شمشیرش اندر شتاب
هم اندر هوا کرکسانراکباب

سرخنجرش لاله کارنده بود
زدرع یلان حلقه بارنده بود”
(رستگار،1353: 448)
1-4- سنایی
“سنایی شاعر دوره غزنوی است در عین فخامت و جزالت نوعی لحن حماسی و کوبنده دارد.
تا ز سر شادی برون ننهد مردان صفا
پای نتوانند بردن بر بساط مصطفی

خرمی چون باشد اندرکوی دین کز بهر ملک
خون روان کردند از حلق حسین در کربلا
خواجه سنایی غزنوی که عدیم النظیر است در نظم و نثرش خاتم الشعراش نویسنده و منقبت بسیار دارد.” (سنایی، 1362: 41)
“سنایی غزنویی با بهره گیری از داستان های اساطیری و پهلوانی به ویژه داستان و عبرت انگیز ضحاک تازی که به یقین برگفته از شاهنامه فردوسی بوده و در شکل گیری مضامین عارفانه و صوفیانه وی نقش به سزایی دارد در مورد ضحاک و شخصیت منفی می گوید:
شاه عشقش چون یکی برکدخدا ی روم تاخت
گفتی افریدون درامد گرز بر ضحاک”
(سنایی غزنویی،1385: 386)
1-5- مولانا
“در کتاب مناقب العارفین نیز مولانا از مردی وپهلوانی سخن می گوید و خود را پهلوان عشق می خواند”(افلاکی،572:1362)”این مردی و پهلوانی که با جان وروان مولانا عجین شده بود باعث می شد تا تمام مشکلات وموانع راه عشق وسلوک را عاشقانه وسرسختانه تحمل کند.” (زرینکوب،284:1373)
“شمس نامه مولانا نیز نابترین نمونه توصیف نبرد ناسازهای درونی و تشریح تضاد موجود در بین نیروهای الهی و اهورایی درون انسان با نیروهای شرور شیطانی و اهریمنی است فردوسی در شکل ظاهری شعرش و در انتخاب مضامین، شاعری حماسی است مولوی از نظر معنی و شکل باطنی و برداشت ذهنی، شاعر حماسی دیگری است گرچه فردوسی از نظر برداشت در همان و مضامین
خودش، روح کاملاً حماسی نشان می دهد ولی مولوی از نظر رفتاری که با اشیا می کند در قطبی دیگر، نوعی خصوصیات حماسی را روشن می دارد. عشق مولوی عشقی حماسی است.”
(براهنی، 1358 : 137-136)
“در بسیاری غزلیات مولانا شاهد آن هستیم که شاعر خود را به پیلی و پهلوانی می ستاید و حالات و صفات پهلوانانه را به خود نسبت می دهد. او را جانی است دلیروز هره ای چون زهره شیر به طور مثال:
دیده سیر است مرا، جان دلیر است مرا
زهره شیر است مرا، زهره تابنده شدم”
(مولوی،1363: 1393)
“همچنین خاوران نامه مشهورترین اثر حسام الدین قسمتهای در قالب منظومه حماسه دینی است
که به توصیف افسانه ها جنگ ها و معجزات حضرت امیرالمومین علی(ع) اختصاص دارد.”
(قهستانی، 1366: 225) .
“گرایش به حماسه در دوره قاجاریه نیز به عنوان یکی از درونمایه های شعری به شمار می آید. خداوند نامه اثر فتحعلی خان صبا، اردیبهشت نامه سروش از آثار حماسی مربوط به این دوره است.”
(قاآنی، 1380: 942)
1-6- قاآنی
“میرزا حبیب الله شیرای متخلص به قاآنی از شاعران بنام دوره مورد مطالعه ماست. میرزا حبیب الله شیرازی متخلص به قاآنی در روز 29 شعبان و سال 1223 هجری قمری در شیراز متولد شد. پدرش میرزا محمد علی گلشن اصلاً از طایفه زنگنه بود که در شیراز به دنیا آمده و همانجا پرورش یافته بود. ظاهراً پدر میرزا محمد علی گلشن نیز مردی حکیم واهل فضل بوده است. قآنی در ابتدا به نام خود حبیب تخلص کرد اما چون با او کتای قاآن همنشین و همدرس گشت تخلص خود را به قاآنی تغییر داده و مردم و معاصران (حتی خود قاآنی) او را (حکیم قاآنی) می خواندند.
قدرت او در استعمال قرائن و مترادفات و سایر هنرهایی که مربوط به کلمه است برای کسانی که نظری به معنای واقعی شعر ندارند حیرت زاست. حافظه او قوی است با تاریخ وداستانها و افسانه ها آشنایی فراوان داشته است.وهنگامی که به ذکر این گونه مطالب می پردازد،خواننده را به حیرت می اندازدازجمله:
صبح برآمدبه کوه،مهر درخشان
چرخ تهی گشت از کوکب رخشان

علاوه برآن که قسمت عمده داستانهای شاهنامه را نام برده به مناسبتی نام پنجاه وچند نفر از زنان تاریخی وعجم را ذکر می کند و در بعضی از قصاید همین داستانها را برمبنای خزانیه و بهاریه قرار می دهد.
رستم عید از برای چشم کاووس بهار
نوشدارو ازدل دیو خزان می آورد

بهر دفع بیور اسب دی گلستان کاوه را
از گل سوری درفش کاویان می آورد

رستم اردی بهشتی،مژده ،نزد طوس عید
از هلاک اشکبوس مهرگان می آورد”
(رستگار فسایی، 1380: 20-19)
“قاآنی ابتدا به سبب صبا و سپس به طریقه منوچهری و خاقانی و عنصری و فرخی و قطران و شعر
می گفت و آخر الامر نتیجه تتبعات خود را با ذوق خاص خویش ترکیب کرد و سبکی خاص پدید آورد که می توان آن را سبکی بین بین (بین عراقی و خراسانی) نامید. از ویژگیهای این سبک فخامت و استواری است و درشتی الفاظ که از سبک خراسانی است و خیالات دقیق معانی باریک و توجه به ضرب المثلهاست که از سبک عراقی به وام گرفته است.” (همان، 1380:24)
“به طور مثال در قصاید قاآنی اشاره به داستان های مذهبی و تاریخی به فراوانی وجود دارد. ابیاتی که در آنها اشاره به داستان ها و قهرمان شاهنامه است:
باد نوروزی شمیم عطرجان می آورد
در چمن از مشک چین صد کاروان می آورد

رستم عید از برای چشم کاووس بهار
نوشدار و از دل دید خزان می آورد

با منوچهر صبازی آفریدون ربیع
فتح نامه سلم دی از خاوران می آورد”
(گرگین پور،1385: 72)
“قدرت وی در چیرگی برکلمات و حسن تلفیق آنها با یکدیگر کم نظیرست. قاآنی مردی درس خوانده و فاضل و در صرف و نحو و علوم ادبی و منطق و ریاضیات و فقه و اصول و حکمت مایه در زبان و ادب فارسی و عربی چیره دست بود. در شعر قاآنی لفظ بر معنی و خیالات سطحی بر تخیلات عالیه و تصورات بلند عالیه دارد. قاآنی از شعر به یک طمطراق یا هنگامه پرسروصدا قناعت داشته است شادروان ملک الشعرا بهار معتقدند، قاآنی نخست غث و سیمین زیاد دارد انتخاب کلمات و لغات فخیم و ترکیبات قلنبه و خشن و تهتک در تشبیب و تعزل و عشقبازی از مختصات وی است.
اما همان استاد و سخن شناس در بحث انتقادی و ارجمند خویش صراحت گفتار و سادگی شعر و مضامین تازه را از موجبات شهرت شعر قاآنی شمرده و به این نتیجه رسیده است که با این همه به قدری شعر خوب در دیوان قاآنی جمع است که حد ندارد و برای یک شاعر زیادست خلاصه قاآنی یکی از شعرای بزرگ عصر دوره قاجاریه است.” (یوسفی، 1373: 326-325)
“بهترین قصیده‌هایش در بزرگداشت پیروزیها و جنگها سروده شده است. قاآنی یکی از نخستین کسانی که در ان روزگار با زبان های اروپایی به ویژه زبان فرانسوی آشنا بوده و تا اندازه کمتر به زبان انگلیسی آشنایی داشت. شبلی حتی تا آن جا پیش می رودکه همه قصیده های قاآنی را تقلیدیا نظیره هایی از قصیده های فرخی ،منوچهری،سنایی وخاقانی می داند روشن وصراحت لهجه او افسونگر است.
لطیفه های او دلنشین است اما حجم آثارش چندان زیاد است که به سبب تخلف گهگاهی که از ذوق سلیم، زبان و آهنگ در آنها رخ داده به ناچار آماج سرزنش می شود با این همه او را بهترین شاعر سده سیزدهم و نوزدهم و هم سنگ بزرگترین استادان و سخن کلاسیک می دانند او ولترایرانیان بود.”
(ریپکا، 1382: 585-584)
“قاآنی را می توان بعد از صائب معروف ترین شاعر ایران در تمام دوره صفوی و قاجار شمرد و شاید در طرز سخن وصف و انتخاب کلمات و استعمال لذات و تتبع اشعار قدری کمتر کسی از سخن گویان این دوره با او برابری تواند کرد.” (زهتابی 1347: 384)
ملک الشعرای بهار نوشته اند:” قاآنی از شعرایی است که می بایست کتابی در حماسه های ملی
می گفت چه در ساختن قصه و پشت هم انداختن مطالب و روایت و انتخاب لذات فخیم آن خشونت و غروری که مستلزم حماسه سرایی است در وی جمع بوده است . چنانکه بهترین قصاید قاآنی قصایدی است که در موارد فتحی یا رزمی گفته شده است.” (بهار، 1382: 62-61)
“شادروان دکتر محجوب درباره شعر قاآنی می گوید: نخستین خلاقیت شعر قاآنی یک دست نبودن
آن است. غث و سیمین زیاد دارد شعرهای بسیار خوب دارد و شعرهای بسیار بدهم دارد.”
(فسایی، 1380 : 22)
“قاآنی نخستین شاعر فارسی زبان است که به زبان فرانسه آشنایی کامل یافته و آن را به قدر کافی
می دانسته است.” (قاآنی شیرازی، 1336: 8)
“از مهمترین خاصیت های قاآنی قدرت و توانایی فوق العاده او در توضیح و تردیف الفاظ است که شاید هیچ شاعری در زبان فارسی در این کارر به پای او نرسد.” (فسایی، 1380: 23)
“قاآنی در اکثر قصاید، شاعری است در ازگوی، کم اندیش، عوام پسند و لاابالی … چه در زمان حیات و چه پس از مرگ از همه شعرای عصر قاجار در شدت و بزرگی پیش افتاده است و دیوان او به کرات به چاپ رسیده است با این همه خصوصیاتی که ارزنده و قابل تحسین است.” (فسایی، 1380: 19)
“مهمترین آثار قاآنی دیوان اشعار اوست که از زمان حیات شاعر به کرات در تهران و تبریز و هندوستان به طبع رسیده است.” (همان، 1380: 15)
“قاآنی در تهران 1270 در تهران وفات یافت و از خود یک دیوان اشعار و کتاب مرکب از نظم و نثر به نام پریشان به یادگار نهاد.” (هرمان اته 1351: 203)
“میرزا حبیب الله قاآنی شاعر مشهور که کتاب پریشان را به ا قتضای گلستان سعدی خوب نوشته است. مقدمه ای هم بردیوان فریدون میرزای قاجار او نیز از منشیان ساده است.” (بهار، 1373: 333)
“قاآنی سرانجام در سال 1270 به بیماری مالیخولیا و پریشان گویی مبتلا شد و در روز چهارشنبه پنجم شعبان و همان سال در گذشت و او را در بقعه ابوالفتوح رازی در جوار آرامگاه حضرت عبدالعظیم در شهر ری به خاک سپردند.” (فسایی، 1380: 12)
“همچنین کاربرد لحن حماسه در ابیات زیر که از یکی از قصاید این شاعر بزرگ انتخاب شده است، کاملاً مشهود می باشد.
لحن حماسی شعر این عصر در شعر قاآنی:
تنی گرد آگه ز سرخدای
که از جان و دل سرنماید فدای

نیندیشد از تیغ و تیر و کمان
نپرهیزد از زخم گرزوسنان

نپرسد گرش تیز و خنجر زنند
نترسد گرش پتک بر سرزنند

اگر خیمه سرزندش و بارگاه
نگردد زسوز درون دادخواه

پسر را اگر کشته بیند به پیش
کاری که کند با دلم آن خنجر مژگان”
(قاآنی،942:1380)
“آن گونه که مشاهده می شود، ابیات فوق کاملاً با لحن بیان شده است وکاربرد واژگانی نظیر تیغ، تیر، کمان، گزر، سنان، خنجر و پتک مخصوص اشعارحماسی و پهلوانی است همچنین در بیت زیر:
مگذار بیژنم نرم را در قعر تیره چه
مپسند بهمنم را در کام اژدها”
(قاآنی،942:1380)
“اشاره به داستان بیژن، پهلوان ایرانی که مدت ها در توران زمین به دست افراسیاب در چاه گرفتار شده بود دارد . در این پژوهش، نویسنده تلاش خواهد کرد تا تمامی عناصر حماسی و پهلوانی را در دیوان اشعار قاآنی تحلیل و بررسی نماید. برای این منظور علاوه بر دیوان قاآنی از پژوهشهای دیگر محققان نیز بهره کافی برد از دیدگاه موسیقی شعر، قصاید قاآنی چهره ای ممتاز دارد. اوعلاوه بر انتخاب اوزان و بحور پرتحرک و تند، سلیقه ای خوش و مهارتی تام دارد. زبان قاآنی از نظر واژگان چه از نظر مفردات و چه از نظر ترکیبات، اغلب تکراری است البته گاهی در کاربرد کلمات و اصطلاحات عامیانه تازگی هایی در زبان قاآنی وجود دارد.” (گرگین پور، 1385: 69-67)
فصل دوم
حماسه و انواع آن
2-1- تعریف حماسه
“حماسه در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و در اصطلاح شعری است داستانی با زمینه قهرمانی، قومی وملی که حوادث خارق العاده در آن جریان دارد، واژه حماسه واژه‌ای عربی است به معنای تندی و دلاوری و مرد حماسه کسی است که در کار استوار باشد.” (صفا، 1383: 24-23)
2-2- تاریخچهی حماسه
“محمد مختاری معتقد است حماسه زاییده وجدان جمعی مردم یک ملت است پس آفریننده خاصی ندارد و انتقال دهندگان نیز قوالان و سرایندگان گمنام بوده اند.” (مختاری، 1368: 36) “ظاهراً نخستین تلاش برای گردآوری افسانه های حماسه و ملی ایران در زمان انوشیروان پادشاه ساسانی صورت گرفت. او دستور دارد تا قصه های ملی کهن را در باره پادشاه باستان از سراسر ایالت های امپراتوری گردآورند و در کتابخانه اش نگهدارند.” (صفا، 1369: 19)
“در حماسه التقاطی از انواع ادبیات است هر چند بخش اصلی آن را از جنبه داستانی نیرومندی برخورداراست.
در حماسه ملی ایران، گذشته از داستان پهلوانی، داستانهای عاشقانه، داستانهای غنایی و شاعرانه، افسانه های عامیانه، داستانهای عرفانی و …. به چشم می خورد.
حماسه از نظر شکل شناسی نوعی خاص از ادبیات است که علیرغم تصور عمومی تنها از پیوند زدن داستانهای کهن قومی به حاصل نیامده است.” (سرامی، 1378: 41)
“حماسه از قدیمی ترین و مهیج ترین انواع ادبی است. حماسه در شرح تاریخ قبل از دوران تاریخی است. گزارشی است از اوضاع و احوال روزگاران نخست و تاریخ صدر جهان در روزگار مردمان نخستین را ترسیم می کند. حماسه شعر ملل است به هنگام طفولیت ملل، آنگاه که تاریخ و اساطیر، خیال و حقیقت به هم آمیخته و شاعر مورخ ملت است. حماسه های قدیمی بیشتر منظومه اند، اشعار روایی (منظومه) هستند که در آن ها درباره مسایل جدی زندگی مردم باستان باسبکی عالی و فاخر سخن گفته شده است. ارسطو می گوید هم حماسه وهم تراژدی محاکات منظوم اعمال جدی هستند و آن ها را انواع عالی Noblegenre می خواند.” (شمیسا، 1381: 64-63)
2-3- انواع حماسه
“حماسه را می توان به طبقات مختلف طبقه بندی کرد در یک طبقه می توان حماسه را بر دو نوع دانست نوع نخست حماسه های منثور، نوع دوم حماسه های منظوم، حماسه های منثور به نثر نگاشته شده است که در متون ادبی کمتر از این نوع حماسه می یابیم. از حماسه های منثور می توان به حماسه های کارنامه اردشیر بابکان به زبان پهلوی و شاهنامه ابوالموید بلخی و شاهنامه ابومنصوری و داستانهای اسکندر نامه، داراب نامه اشاره نمود. حماسه های منظوم به صورت شعر بوده و غالب آثار حماسی را از این نوع تشکیل می دهند. اغلب منظومه های حماسی فارسی در قالب مثنوی سروده شده ‌اند مانند شاهنامه فردوسی. در دیگر زبان ها در زمینه حماسه های منظوم می توان در زبان هندی مهابهارات و در ادبیات یونانی، ایلیاد و ادیسه را نام برد.” (فرهمند، 1390: 49)
2-4- اشعار حماسی
“اشعار حماسی خود به چندین دسته تقسیم می شوند که عبارتند از :
1- حماسه اساطیری :که قدیمی ترین و اصیل ترین نوع حماسه است. این گونه حماسه ها مربوط به دوران ماقبل تاریخ و بر مبنای اساطیری شکل گرفته است. مثل حماسه سومری گیل گمش و بخش اول شاهنامه فردوسی” (صفا، 1363: 26) “قسمت هایی از ایلیاد و ادیسه، قسمت هایی از تورات،رامایانا ومهابهارتا را هم می توان جزو حماسه های اساطیری دانست.” (شمیسا،69:1381)
2- حماسه های پهلوانی: “که در آن از زندگی پهلوانان سخن رفته است. حماسه پهلوانی ممکن است جنبه اساطیری داشته باشد. مثل زندگی رستم در شاهنامه”(شمیسا،54:1383)”وممکن است جنبه تاریخی داشته باشد مثل ظفرنامه حمدالله مستوفی وشهنشهنامه صبا که قهرمانان آن ها وجود تاریخی داشته اند. البته گاهی نمی توان ردپای قهرمان را دقیقا در تاریخ جستجو کرد. در حماسه پهلوانی ،قهرمان معمولا یک پهلوان مردمی است وبرای او مرگ بهتر از ننگ است” (همان،69:1381)
3- حماسه دینی یا مذهبی: “در این نوع حماسه، قهرمان یکی از رجال مذهبی است و ساخت آن بر مبنای اصول یکی از مذاهب است. نظیر کمدی الهی دانته، خاوران نامه ابن حسام (شاعر قرن نهم)، خداوند نامه ملک الشعرای صبای کاشانی.
4- حماسه عرفانی: مخصوص ادبیات عرفانی است. در اینگونه حماسه، قهرمانان بعد از شکست دادن دیو نفس و طی سفری مخاطره انگیز به پیروزی که همانا حصول جاودانگی از طریق

دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید