در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از نظر بیروهیگینز، برنامه ریزی کاربری زمین مشخص می سازد که روی قطعه زمین، چه فعالیتی باید انجام گیرد. چگونه باید عمل شود واجرا و اداره پروژه مورد نظر چه هزینه ای را در برخواهد داشت(بحرینی، 1381: 3). برنامه ریزی کاربری زمین شهری، ساماندهی مکانی- فضایی فعالیت ها و عملکردهای شهری را براساس خواست و نیازهای جامعه شهری بررسی می کند(زیاری، 1381: 65).
برنامه ریزی کاربری زمین شهری، الگوی توزیع فضایی یا جغرافیایی عملکردهای مختلف شهر است؛ عملکردهایی چون نواحی مسکونی، صنعتی، تجاری، اداری، مؤسسه ها و گذران اوقات فراغت(عابدین درکوش، 1372: 52). هسته اصلی و عملی برنامه ریزی شهری، برنامه ریزی کاربری زمین است(سیف الدینی، 1381: 165).
2-4)عدالت اجتماعی در مطالعات شهری- جغرافیایی
به رغم این که وجود نابرابری در استاندارد زیست در بین ساکنین یک شهر پدیده جدیدی در هیچ یک از شهرهای جهان نیست اما در کشورهای کمتر توسعه یافته به دلیل فاحش تر بودن تفاوت های اجتماعی – اقتصادی و پیدایش سکونتگاه های زیر استاندارد و گسترش حاشیه نشینی، تفاوت فضایی شهرها تشدید شده است(عبدی دانشپور، 1378، 37). سکونت اقشار کم درآمد در مکان هایی که جاذب سایر گروه های اجتماعی نیست، به تمرکز فقر می انجامد و این فرآیند به جدایی گزینی طبقه کم درآمد از سایر گروه های اجتماعی منجر می شود(شاه حسینی، 1384، 158). الگوی توزیع مراکز خدمات شهری از جمله عواملی است که باعث ارزش متفاوت زمین شهری شده و به جدایی گزینی های گروه های انسانی دامن می زند. بنابراین نقش برنامه ریزان شهری در ایجادو تقویت جدایی گزینی های اجتماعی و تفاوت در سطح زندگی شهروندان امری بدیهی و غیر قابل انکار است.
در بررسی مسائل شهری در قالب توسعه پایدار فرض براین است که چنانچه هزینه ای بدون در نظر گرفتن مکانیزم های برابری، صرف توسعه زیر ساخت ها، تجهیزات و خدمات شهری شود، خود باعث تشدید نابرابری بین اقشار مختلف جمعیت شهری می گردد(Bolary et al , 2005,629). در کشورهای صنعتی تمام تسهیلات رفاهی اساسی با هزینه ای مناسب دردسترس ساکنین شهری است. اما در مقابل اکثریت شهروندان در کشورهای در حال توسعه دسترسی مناسبی به خدمات اساسی ندارند. در بسیاری از نواحی دارای رشد شهرنشینی شتابان در کشورهای جهان سوم، تقاضا برای خدمات عمومی خیلی بیشتر از ظرفیت عمومی و امکانات خصوصی موجود است. براین اساس می توان استدلال کرد که در بعضی از شهرها وضعیتی بحرانی به سرعت در حال وقوع است که این امر علاوه برکمبود منابع، نتیجه رشد برنامه ریزی نشده والگوی نامناسب توزیع خدمات است(Daniere & takahashi, 1999,272).

امروزه بحث از عدالت اجتماعی در کانون مطالعات شهری در تمامی رشته های مرتبط قرار دارد. تحقق عدالت اجتماعی در شهرها در نهایت به رضایت شهروندان از شیوه زندگی خود منجرشده و به ثبات سیاسی، اقتدار ملی کمک شایانی خواهد نمود. از نقطه نظر جغرافیایی عدالت اجتماعی شهر مترداف با توزیع فضایی عادلانه امکانات و منابع بین مناطق مختلف شهری و دستیابی برابر شهروندان به آن ها است زیرا عدم توزیع عادلانه آن ها به بحران های اجتماعی و مشکلات پیچیده فضایی خواهد انجامید(شریفی، 1385، 6). از طرف دیگر وجود نابرابری در کیفیت زندگی، گروه های محروم را متوجه گروه های مرفه نموده و مشکلات دیگری را ایجاد می کند (جاجرمی و کلته، 1385، 7). بنابراین مهمترین رسالت برنامه ریزان و مدیران شهری در این زمینه تلاش برای دستیابی به آرمان “فرصت های برابر” در دسترسی گروه های مختلف جامعه شهری به خدمات شهری و از بین بردن تضاد در تأمین فرصت های آموزشی، بهداشتی، خدماتی و مانند آن است. در راستای رسیدن به چنین هدفی رعایت اصل برابری و دستیابی برابر به فرصت های زیست شهری از اولویت های اساسی است.
مفهوم عدالت اجتماعی از دهه 1396وارد ادبیات جغرافیایی شده، اما ریشه این نوع جغرافیای مردمی که در جهت رسیدن به عدالت اجتماعی تلاش می کند، به پیشنهادات پتروکروپتکین در زمینه پیکار علیه فقر، ناسیونالیسم اروپایی و نژاد پرستی در بیش ار یک قرن قبل بر می گردد(شکویی، 1382، 189). از دهه 1970 با افزایش طرفداران جغرافیای رادیکال این بحث بطور جدی در جغرافیا مطرح شد. به طوریکه دیوید هاروی با کتاب” عدالت اجتماعی و شهر” و دیوید اسمیت با کتاب”جغرافیا و عدالت اجتماعی” این مفهوم را به طور جدی در جغرافیا مطرح نمودند(مرصوص، 1382، 14).به طور کلی بحث عدالت اجتماعی در ایران به صورت مستقیم و غیر مستقیم در مقالات ارائه شده به سمینارها، کنگره ها و مجلات ادواری جغرافیا دیده می شود که در زمینه های مختلف نابرابری های جهانی، منطقه ای، دورن شهری، روستا- شهری و مانند آن قابل تقسیم بندی هستند اما مقالات و کتبی که به زبان فارسی با بنیان های فلسفی به مسأله عدالت اجتماعی پرداخته باشند، محدودند که از جمله این منابع می توان به آثار حسین شکویی و دیوید هاروی اشاره کرد. آثاری که به نابرابری های دورن شهری پرداخته اند عمدتاً به بحث حاشیه نشینی، مشاغل غیر رسمی، مساکن ارزان قیمت و چگونگی توزیع فضایی خدمات شهری پرداخته اند. در سال های اخیر رساله های چندی بی عدالتی های دورن شهری را مورد بررسی قرار داده اند که از جمله می توان به رساله عماد افروغ(1376)، حسین حاتمی نژاد(1379)، نفیسه مرصوص(1382) و عبدالنبی شریفی(1385) اشاره کرد.
2-4-1)دیدگاه های رایج در زمینه فضای شهری و نابرابری های اجتماعی
2-4-1-1) دیدگاه کارکردگرایی در فضا و نابرابری های اجتماعی
دیدگاه کارکرد گرایان نسبت به نابرابری اجتماعی در جغرافیای شهری بیشتر در قالب نظریات اکولوژیست ها مطرح شده است. در این مکتب در زندگی اجتماعی شهرها، طرح اکولوژی گیاهی ارنست ها کل به کار گرفته شده زیرا بنیانگذاران مکتب شیکاگو معتقدند گروه های شهری با هر پایگاه اجتماعی و اقتصادی و قومی، مانند گونه های گیاهی، با حرکت به سوی تعادل و توازن، همه مراحل اکولوژیک را در زیستگاه خویش در طول زمان طی می کنند(شکویی، 1379، 127). نظریه پردازان کارکردگرایی از وجه جهانی وهمیشگی بودن نابرابری نتیجه می گیرند که نابرابری وجه اساسی هر سازمان اجتماعی است و ضرورتی است کارکردی که در جهت کارکرد مؤثر جامعه ایفای نقش می کند. دیویس و مور دو ملاک عمده را برای اهمیت کارکردی یک موقعیت ارائه می کنند:الف) میزان کمیابی موقعیت در مقایسه با سایر موقعیت ها، ب) میزان وابستگی سایر موقعیت ها به موقعیت مورد نظر. ازدیدگاه آنان نابرابری اجتماعی طرحی ناآگاهانه است که از طریق آن جوامع مطمئن می شوند که مهمترین موقعیت ها به طور خود آگاه توسط شایسته ترین افراد اشغال خواهد شد(افروغ، 1377، 172).
به عقیده رابرت پارک، فرایندهای طبیعی و درونی شهر به گونه ای به رقابت برسر منابع کمیاب برمی گردد که در نهایت به انطباق اکولوژیک می انجامد. رقات در اجتماع برای ایجاد تعادل اجتماعی است. رقابت بین افراد و گروه های شغلی و طبقاتی به همکاری رقابت آمیز از طریق تمایزیافتگی کارکردی و توزیع فضایی موزون کارکردها در نواحی مربوط منجر می شود. به تعبیر پارک، تمایز یافتگی کارکردی، به طور فضایی نیز تبلور پیدا می کند زیرا رقابت نه تنها باعث تقسیم کار می شود بلکه گروه های مختلف اقتصادی را به نواحی گوناگون شهر می پر اکند. به عقیده وی فشار برفضا در مرکز شهر باعث افزایش ارزش زمین می شود و تفاوت در ارزش زمین مکانیزمی است که توسط آن گروه های مختلف کارکردی در فضا به شیوه ای منظم و بدون برنامه ریزی پخش می شوند(همان جا، 203-202).
2-4-1-2) دیدگاه قدرت در فضا و نابرابری اجتماعی
به نظر مارکس بر مبنای موقعیت ها و ظایف گوناگونی که افراد در ساختار تولید جامعه دارند، طبقه اجتماعی شکل می گیرد. دو عامل اصلی در تشکیل طبقه اجتماعی دخیل است: شیوه تولید (کشاورزی، پیشه وری، صنعتی) و مناسبات تولید. در نگاه مارکس، داشتن موقعیت های متفاوت در ارتباط با وسایل تولید، میان افراد جامعه تضاد ایجاد می کند(تأمین، 1373، 7-6).
ماکرس و انگلس فضای شهری را قلمرویی می دیدند که فرایندهای درهم تنیده انباشت سرمایه و ستیز طبقاتی در آن تمرکز می یابد. در شهرهای بزرگ، تجارت، تولید کارخانه ای تمرکز مالکیت و تمرکز جمعیت به بالاترین حد خود می رسد و یک طبقه غنی و یک طبقه فقیر ظاهر می شود. در شهرها گرایش سرمایه به تمرکز و گرایش طبقات اجتماعی به قطبی شدن، عینیت و گسترش می یابد. در مجموع، دو نکته به طور اخص در دیدگاه مارکس موجود است که مبرهن شدن رابطه فضا و نابرابری اجتماعی را یاری می دهد: اول نگاه وی به شهر از بعد تولید، انباشت وتمرکز سرمایه، دوم توجه به شهر به مثابه زمینه ای برای تمرکز اکولوژیک طبقه کارگر و در نتیجه، ظهور خودآگاهی طبقانی به مثابه عامل مهم در شکل گیری طبقات است(افروغ، 1377، 205-204).
برعکس تفسیر مارکس از پیدایش نابرابری های اجتماعی برپایه بعد اقتصادی که او آن را مهمترین سازه در زندگی اجتماعی می دید، ماکس وبر بر این باور بود که ارائه یک تفسیر تک بعدی از پدیده اجتماعی پیچیده ای چون نابرابری های اجتماعی از اهمیت این پدیده می کاهد(کمالی، 1379، 108). و براهمیت شاخص های اقتصادی را در رشد نابرابری های اجتماعی نادیده نمی گیرد. برای او نیز چون مارکس، مالکیت نقش تعیین کننده ای در توزیع امکانات عرضه شده به فرد یا به طبقه ایفا می کند. با این وصف، او به این بعد اقتصادی دو بعد دیگر اضافه کرد: قدرت و حیثیت. در نگاه او مالیکت و قدرت و حیثیت با وجود وابستگی متقابل شان سه بنیان متمایزند که برروی آن ها نظام قشربندی در هر جامعه ای سامان می یابد. تفاوت در برخورداری از مالکیت اموال منشاء طبقه بندی اجتماعی است، تقسیم نابرابری قدرت به تشکیل احزاب سیاسی می انجامد و درجات حیثیت گوناگون منشاء پیدایش قشرهای اجتماعی است که از دارندگان پایگاه های اجتماعی مشابه تشکیل شده اند(تامین، 1379، 10-9). بنابراین از نظروبر رابطه فضا و نابرابری را نباید تنها از بعد طبقاتی آن نگریست بلکه گروه بندی های منزلتی نیز آثار و دلالت هایی برای تحلیل فضا و نابرابری در محیط شهری دارند(افروغ، 1377، 214).
2-5)نظریه عدالت اجتماعی در جغرافیایی شهری

  • 1
دسته بندی : پایان نامه ها

پاسخ دهید